خواب راحت‌تر مردان نسبت به زنان

مطالعات جدید پژوهشگران نشان می دهد مردان نسبت به زنان خواب آرام تر و با کیفیت تری را تجربه می کنند. این موضوع نشان می دهد زنان باید برای داشتن خواب بهتر و با آرامش، تلاش بیشتری کنند.

نتایج یک نظرسنجی جدید نشان می دهد که زنان نسبت به مردان کمتر احتمال دارد که خواب راحت شبانه داشته و بیشتر در معرض خواب آلودگی در طول روز هستند.

نتایج این نظرسنجی آنلاین روی بیش از ۲ هزار بزرگسال آمریکایی نشان داد که زنان یک و نیم برابر بیشتر از مردان دچار اختلال خواب هستند.

در این میان مردان به مراتب بیشتر از زنان خواب عمیق داشته داشته و به ندرت یا هرگز از خواب بیدار نمی شوند و به میزان بیشتری احساس استراحت می کنند این آمار در مردان ۳۲ درصد و در زنان ۲۱ درصد است.

علاوه بر این،  خواب ‌آلودگی در هنگام فعالیت ‌های روزانه روی ۸۱ درصد از زنان در مقایسه با ۷۴ درصد از مردان تأثیر می ‌گذارد.

این نظرسنجی به سفارش آکادمی پزشکی خواب آمریکا  AASM  از ۱۷ تا ۲۴ فوریه سال جاری انجام شد.

دکتر سیما خسلا مدیر پزشکی مرکز خواب داکوتای شمالی و رئیس کمیته مشاوره آگاهی عمومی آکادمی پزشکی خواب آمریکا در این رابطه  گفت: تغذیه، ورزش و خواب همگی موارد مهمی در سلامت افراد هستند.

یافته های این مطالعه نشان دهنده مقدار باورنکردنی فشاری است که برخی از زنان احساس می کنند.

زنان عموما علاوه بر نیاز به کار کردن، باید زمان و انرژی زیادی برای مدیریت خانواده و تربیت فرزنداناختصاص دهند. 

 این موضوع نشان دهنده اهمیت توجه به سلامت زنان در جامعه است.

در حقیقت مساله کاملا ساده است و بحث اصلی ما، اولویت دادن به خواب است.

ما به تمام زنان توصیه می کنیم موبایل ها و دستگاه های الکتریکی را کمی زودتر کنار بگذارند، یک روال آرامش بخش شبانه ایجاد کرده و مطمئن شوید که  برایشان زمان کافی برای حداقل هفت تا نه ساعت خواب در هر شب وجود دارد. 

آکادمی پزشکی خواب آمریکا  اعلام کرد که بزرگسالان باید حداقل هفت ساعت در شب بخوابند و توصیه هایی در مورد چگونگی انجام این کار ارائه کرده است که به ذکر ان ها می پردازیم:

•    یک برنامه خواب ثابت داشته باشید. هر روز و حتی در تعطیلات آخر هفته در یک ساعت مشخص از خواب بیدار شوید.

•    اتاق خواب خود را آرام و تاریک کرده و آن را در دمایی راحت و خنک نگه دارید.

•    قرار گرفتن در معرض نور شدید را در عصرها محدود کنید و وسایل الکترونیکی را حداقل ۳۰ دقیقه قبل از خواب خاموش کنید.

•    قبل از خواب یک وعده غذایی سنگین نخورید. اگر عصر گرسنه هستید، یک میان وعده سبک و سالم بخورید.

•     قبل از خواب کافئین، نیکوتین و الکل مصرف نکنید.

•    به طور منظم ورزش کرده و یک رژیم غذایی سالم داشته باشید.

•    تا زمانی که خواب آلود نیستید به رختخواب نروید.

•    اگر بعد از ۲۰ دقیقه نخوابیدید از رختخواب بلند شوید.

یک فعالیت آرام و بدون قرار گرفتن در معرض نور زیاد انجام دهید تا زمانی که احساس خواب آلودگی کنید.

قضاوت زود هنگام مردم درباره نداشتن شریک زندگی

برخی افراد با وجود این که فرد موفقی هستند اما نمی‌توانند مجرد بودن خود را بپذیرند.

تعداد مجردها هر روز در حال افزایش است،‌ با این حال مردم همچنان اصرار دارند به آن‌ها بگویند به زودی شریک زندگی‌شان را پیدا خواهند کرد.

دلیل این همه ترحم و دلسوزی چیست؟

 پرسیدن این سوال که آیا فردی “هنوز” مجرد است و اطمینان دادن به او از این که به زودی “فرد دلخواه خود را پیدا خواهد کرد”، شاید نشانه توجه و حتی حساسیت ما نسبت به دوستان مجردمان به نظر برسد اما این جملات ساده،‌ حس شرمساری از تجرد را منتقل می‌کنند و احتمالا بیشتر مضر هستند تا مفید.

شرمساری از تجرد از نگرش منفی نسبت به افرادی که شریک زندگی ندارند،‌ سرچشمه می‌گیرد.

افرادی که شریک زندگی ندارند احتمالا باید غمگین و تنها باشند؛ آن‌ها با جدیت به دنبال شریک زندگی می‌گردند اما هنوز فرد دلخواه‌شان را پیدا نکرده‌اند؛ و احتمالا مشکلی دارند که باعث شده تنها بمانند.

ریشه همه این کلیشه‌ها فشاری است که برای مطابقت با معیارهای دیرین اجتماعی وجود دارد: این که شریک زندگی، خانه مشترک، فرزند و سگ تمامی آن چیزی است که برای یک زندگی شاد به آن‌ نیاز داریم. 

در حالی که دهه‌هاست مردم به طور مداوم در حال ارزیابی دوباره این معیارهای اجتماعی هستند، تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که شرمساری از تجرد همچنان به میزان قابل توجهی وجود دارد.

داده‌های یک نظرسنجی که سرویس دوست‌یابی “مچ” (Match) میان ۱۰۰۰ نفر از بزرگسالان مجرد در بریتانیا انجام داده، نشان می‌دهد که ۵۲ درصد از این افراد با “آغاز دوران همه‌گیری” حس شرمساری از تجرد را تجربه کردند؛ احتمالا به این دلیل که در این دوران تمرکز روی این که افراد در طول دوره‌های مختلف محدودیت رفت و آمد روی چه کسانی می‌توانند حساب کنند، بیشتر شد.

و با این که ۵۹ درصد از شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی از “وضعیت تاهل” خود “رضایت” داشتند، باز هم در معرض سوالات مداخله‌گرانه قرار گرفته بودند. 

این نوع سوگیری‌ها نسبت به افراد مجرد تحقیر کننده هستند و در بسیاری از کشورها دیگر منسوخ شده اند.

 بلا دی‌پائولو، روانشناس اجتماعی که در زمینه تجرد تحقیق می‌کند و کتابی هم در این رابطه نوشته، می‌گوید: “تجرد زمانی به عنوان دوره گذار در نظر گرفته می‌شد، دوره‌ای که در آن افراد در انتظار ازدواج یا تجدید فراش بودند.”

اما به گفته او امروزه آمریکایی‌ها در بیشتر سال‌های دوران بزرگسالی خود مجرد هستند.

به گفته خانم دی‌پائولو، طبق آمار اداره سرشماری ایالات متحده، در سال ۱۹۷۰، ۴۰ درصد از جمعیت آمریکا از زوج‌های متاهل و فرزندان‌شان تشکیل می‌‌‌شد و فقط ۱۷ درصد از مردم این کشور مجرد بودند و تنها زندگی می‌کردند.

این در حالی است که تا ۲۰۱۲، جمعیت مجردها در آمریکا به ۲۷ درصد رسید و تعداد خانوده‌های متشکل از والدین و فرزندان به ۲۰ درصد کاهش یافت.

 اما با وجود این آمار‌های در حال تغییر، روایت‌ها و پژوهش‌ها آشکارا نشان می‌دهند که افراد مجرد، هنوز هم نه تنها از سوی دوستان و آشنایانی که شریک زندگی دارند،‌ بلکه همچنین از سوی خودشان تحت فشار هستند.

حتی با این که به نظر می‌رسد مجردها به شکلی فزاینده وضعیت تاهل خود را می‌پذیرند و آن را انتخاب می‌کنند، فشار برای رفتن به قرارهای عاشقانه لزوما از میان نرفته است.

اما بعید نیست که در آینده شاهد دست کم برخی پیشرفت‌ها در این زمینه باشیم چرا که حضور فزاینده افراد مجرد در میان جمعیت احتمالا به تدریج از باورهای منفی در رابطه با تجرد خواهد کاست.

شرمساری از تجرد چه زیان‌هایی دارد؟

الیسون آبرامز، روان‌درمانگر ساکن نیویورک می‌گوید: “شرمساری از تجرد یعنی در مورد کسی که شریک زندگی ندارد و بر خلاف انتظارات جامعه در یک سن مشخص ازدواج نکرده ،‌ قضاوت منفی داشته باشیم.”
 به اعتقاد او این مساله باعث می‌شود افرادی که شریک زندگی ندارد در معرض رفتارهایی “متفاوت” قرار بگیرند.

ایپک کوچوک، یکی از کارشناس اپلیکیشن دوست‌یابی هپن (Happn) که در پاریس زندگی می‌کند،‌ می‌گوید: “اگر مجرد باشی، مردم غالبا فکر می‌کنند، آدم بی‌حوصله و تنهایی هستی.”

 در نظرسنجی سرویس دوست‌یابی مچ از شرکت‌کنندگان پرسیده‌ شد، رایج‌ترین عباراتی که در مورد تجرد از دیگران شنیده‌اند و باعث خجالت‌شان شده کدام است.

۳۵ درصد به عبارت “به زودی یک نفر را پیدا خواهی کرد”،‌ اشاره کردند، ۲۹ درصد از آن‌ها گفتند جمله “احتمالا خیلی تنهایی ” را زیاد شنیده‌اند و ۳۸ درصد هم به طور کلی نسبت به وضعیت تاهل خود ابراز تاسف کردند.

 دی‌پائولو می‌گوید، از جمله باورهای نادرست در مورد مجردها این است که زوج‌های متاهل مهارتی ویژه‌ برای زندگی کردن دارند که افراد مجرد از آن بی‌نصیب هستند؛ این که زندگی مجردها “غم‌انگیز” است؛ و مجرد بودن به معنای خودخواه بودن در نظر گرفته می‌شود.

( در واقع بنابر برخی پژوهش‌ها این‌ تصورات باورهایی نادرست هستند و از جمله آن‌ها می‌توان به مطالعه‌ای اشاره کرد که سال ۲۰۱۸ در آلمان انجام شد و نشان داد همه کلیشه‌های مربوط به شوربختی مجردها و سعادتمندی زوج‌ها صحت ندارند.)

 کلیشه‌های مربوط به افراد مجرد،‌ نه تنها نادرست هستند بلکه پیامدهای زیانباری هم با خود به همراه دارند.

به گفته آلیسون آبرامز، شرم درونی‌شده ناشی از نگرش‌های جامعه نسبت به تجرد می‌تواند تاثیری منفی بر تصور فرد از خودش داشته باشد.

حتی اگر دوستان و بستگان یک فرد به او به دلیل وضعیت تاهلش احساس شرم ندهند، تجربه نکردن رویدادهای مهم زندگی از جمله ازدواج و بچه‌دار شدن می‌تواند – به خصوص برای فردی که به طور جدی به دنبال شریک زندگی هستند- اثراتی مخرب به همراه داشته باشد چون این چیزی است که جامعه غالبا از آن‌ها انتظار دارد.

 آبرامز می‌گوید: “بارها دیده‌ام که این مساله در بروز افسردگی تاثیر داشته است.”

وجود یک “سناریو”ی پذیرفته شده برای زندگی موفق می‌تواند حتی کسانی که از زندگی مجردی راضی هستند را وادار کند در نگرش خود تجدید نظر کنند و تنها برای هماهنگی با هنجارهای فرهنگی جامعه به دنبال چیزی بروند که کاملا مطمئن هستند آن را نمی‌خواهند.

 اما شرمساری از تجرد تنها در رفتارهای دوستان و والدین کنجکاو ریشه ندارد.

دولت‌ها هم با ارائه مزایای مختلف به افرادی که رسما ازدواج کرده‌اند و بی‌نصیب گذاشتن مجردها از این مزایا، در این مساله نقش دارد.

برخی بر این باورند چنین اقدام‌هایی پیامی در رابطه با “مسیر درست” در زندگی منتقل می‌کنند که هر چند برای افراد دارای شریک زندگی حکم تشویق را دارد اما باعث درونی شدن این ذهنیت در مجردها می‌شود که درک درستی از بزرگسالی ندارند.

 به گفته دی‌پائولو یک نمونه از این مزایا در آمریکا این است که کارمندان می‌توانند همسران‌شان را به بیمه درمانی خود اضافه کنند؛ گزینه‌ای که برای مجرد‌ها وجود ندارد و آن‌ها نمی‌توانند چنین کاری را برای افراد مهم زندگی‌‌ خود از جمله دوستان نزدیک یا خواهر و برادرشان انجام دهند.

زوج‌ها و خانواده‌ها علاوه بر این از طیفی از مزایا برخوردارند که مجردها در حوزه‌های دیگر به آن‌ها دسترسی ندارند و از جمله آن‌ها می‌توان به تعطیلات ارزان یا کمک‌هزینه‌های ویژه‌ به خانواده‌های دارای فرزند اشاره کرد.

دختر در خانه مانده در برابر مرد عزب

اما شرمساری از تجرد هم مثل هر باور فرهنگی منفی دیگر، زنان و مردان به یک اندازه تحت تاثیر قرار نمی‌دهد.

زنان مجرد معمولا بیشتر تحت فشار هستند و برخی فرهنگ‌ها هم بیش از سایرین بر ازدواج و فرزندآوری تاکید دارند.

 پیش از هر چیز، واژه‌هایی را در نظر بگیرید که برای توصیف زنان و مردان مجرد به کار می‌رود: دختر ترشیده (Spinster) در برابر مرد عزب (Bachelor).

واژه انگلیسی” Spinster” در اواخر دوران قرون وسطی برای توصیف زنانی به کار می‌رفت که به طور حرفه‌ای پشم‌ریسی می‌کردند و بیشترشان مجرد بودند.

در آن زمان پیدا کردن کارهایی با جایگاه اجتماعی پایین‌‌تر برای زنان مجرد آسان‌تر بود و موقعیت‌های شغلی بهتر به طور کلی به زنان متاهل می‌رسید چون به واسطه شوهرانشان می‌توانستند لوازم مورد نیاز برای کارهای با جایگاه اجتماعی بالاتر را فراهم کنند.

 این کلمه به مرور زمان معانی ضمنی منفی‌تری هم پیدا کرده و در فرهنگ عامه از آن برای تحقیر زنان مجرد ( و جوان) استفاده می‌شود.

این اصطلاح در فیلم خاطرات بریجت جونز ساخته شارون مگوایر هم به کار رفته است. این فیلم داستان زنی در اوایل دهه ۳۰ زندگی را روایت می‌کند که با وجود داشتن موقعیت خوب شغلی در لندن، با مجرد بودن خود مشکل دارد.
 در مقابل مردان مجرد یا “Bachelor” (در زبان انگلیسی) به شکل افرادی شوخ‌طبع و احتمالا خوش‌برخورد ( اگر نگوییم هرزه) به تصویر کشیده می‌شوند که از غم و غصه فارغ هستند و نهایت لذت را از زندگی می‌برند. 

دی‌پائولو می‌گوید: بنابر خرد متعارف ازدواج برای زنان بیشتر از مردان اهمیت دارد.

بنابراین من فکر می‌کنم زنان مجرد بیشتر در معرض سوال‌های آزاردهنده از جمله ‘آیا با کسی رابطه داری’ قرار می‌گیرند؟”

آبرامز می‌گوید مراجعان زن او بیشتر از مردان تجربیات خود از احساس شرمساری از تجرد را به اشتراک می‌گذارند و البته به این موضوع هم اشاره می‌کند که بیشتر مراجعانش زن هستند.

 دی‌پائولو می‌گوید: “مردان مجرد هم ممکن است در معرض رفتارهای تحقیر‌کننده قرار بگیرند و دست کم گرفته شوند” مثلا این که مردم به چشم کودکانی به آن‌ها نگاه می‌کنند که در مراقبت از خود ناتوان هستند و یا “به چیزی به غیر از رابطه جنسی” فکر نمی‌کنند.

 از سوی دیگر فرهنگ‌ها هم در رواج شرمساری از تجرد نقش مهمی دارند.

آبرامز می‌گوید مراجعان مجردی با برخی پیش‌زمینه‌های فرهنگی از جمله کره‌ای، چینی و هندی داشته که اعضای خانواده‌شان حس شرمساری شدیدتری را به آن‌ها منتقل می‌کنند.

به گفته او عده‌ای از مراجعانش که از مناطق مرکزی آمریکا به نیویورک نقل مکان کرده‌اند هم شرایط مشابهی دارند.

این فرهنگ‌ها غالبا بر نقش‌های سنتی زنان و مردان در مقوله ازدواج تاکید بیشتری دارند و عدم مطابقت با این سنت‌ها به ویژه ممکن است غیرمتعارف به نظر برسد.

آبرامز می‌گوید: “یکی از مراجعینم که ۳۰ سال یا حتی کمتر سن داشت یک بار به من گفت خانواده‌اش احساس شرم می‌کنند چون هنوز بچه‌ ندارد. “

“قدرت اعداد”

اما معنای مجرد بودن در حال تغییر است و برخی کارشناسان معتقدند که تغییرات هم در نوع نگرش‌ها و هم در بافت جمعیتی دنیا می‌تواند به عادی شدن تجرد کمک کند؛ مساله‌ای که احتمالا از قضاوت‌های زودهنگام در مورد افرادی که شریک زندگی ندارند، می‌کاهد.

 در سال‌های اخیر چهره‌های تاثیرگذار شبکه‌های اجتماعی، همین‌طور سلبریتی‌های سنتی با افتخار از تجرد خود حرف زده‌اند.

به عنوان مثال اما واتسون، هنرپیشه انگلیسی علنا خود را “خود-همسر” توصیف کرده و از دیگران خواسته که نبود رابطه عاشقانه در زندگی‌شان را نکته‌ای مثبت بدانند و نسبت به آن دید منفی نداشته باشند.

آبرامز می‌گوید: “به نظر من هر چه تعداد کسانی که وضعیت تجرد خود را پذیرفته‌اند بیشتر شود، افراد بیشتری هم این آزادی را حس می‌کنند که چنین کاری را انجام دهند.”

 اپلیکیشن دوست‌یابی “بامبل” در اکتبر ۲۰۲۱ میان بیش از ۸۵۰۰ نفر از کاربران خود در کانادا، فرانسه، آلمان، هند،‌ مکزیک، فیلیپین، استرالیا، بریتانیا و آمریکا یک نظرسنجی برگزار کرد که نشان داد ۵۳ درصد از کاربران در دوران همه‌گیری کووید-۱۹ متوجه شدند که “بد نیست برای مدتی تنها باشند. ”

علاوه بر آن از زمان شیوع این بیماری، عده‌ زیادی از افراد مجرد از احساسات و نتایج مثبت وضعیت تاهل خود خبر داده‌اند.

طبق نظرسنجی سرویس دوست‌یابی مچ، ۴۲ درصد از این افراد گفته‌اند از تنها بودن در دوران همه‌گیری “لذت” برده‌اند.

 با همه این‌ها، کارشناسان امیدوارند این تغییرات جمعیت شناختی باعث ادامه روند بهبود قضاوت‌ها نسبت به تجرد شود.

دی‌پائولو از روند صعودی جمعیت افراد مجرد با عنوان “قدرت اعداد” یاد می‌کند و می‌گوید ” تقریبا هر بار اداره سرشماری ایالات متحده آخرین آمار خود را منتشر می‌کند،‌ یافته‌ها از افزایش تعداد افراد مجرد و سهم بیشتر آنها از جمعیت نسبت به قبل خبر می‌دهد.”

 او می‌گوید: “وقتی تعداد زیادی از جمعیت ازدواج نکرده باشند – مثلا در آمریکا نزدیک به نیمی از جمعیت مجرد هستند اصرار به این که این افراد مشکل دارند، سخت‌تر خواهد شد.”

علائم شخصیت ضد اجتماعی

شخصیت ضداجتماعی یکی از انواع تیپ های شخصیتی در روانشناسی است که اگر درمان نشود، مشکلات بسیاری را برای شخص مبتلا و اطرافیانش به همراه دارد.

الگوی رفتاری متلاطم شخصیت ضداجتماعی فراتر از مرحله بزرگسالی ادامه می‌یابد، زیرا افراد مبتلا به این اختلال ممکن است اعمال خاصی را به صورت مداوم و تکراری انجام دهند که در نهایت در بسیاری از موارد منجر به دستگیری و زندانی شدن آن‌ها می‌شود.
  برای مثال، این افراد تمایل به انجام رفتار‌هایی دارند که عبارتند از: آسیب رساندن و تخریب اموال، آزار و اذیت، سرقت یا درگیر شدن در سایر مشغله‌های غیرقانونی، نادیده گرفتن خواسته ها، احساسات و حقوق دیگران و توسل مکرر به فریب و مانور برای کسب سود یا لذت.
هیچ چیز آن‌ها را از دروغ گفتن، جعل هویت یا انکار هنجار‌ها و معیار‌های پذیرفته شده باز نمی‌دارد، به موجب آن می‌توانند بدون پیش بینی گام‌های خود و عواقب احتمالی، به صورت تکانشی عمل کنند و هدف اقدامات و عملکرد‌های آن‌ها صرفاً برای ارضای فوری نیازهایشان بدون فکر قبلی و بدون هیچ ملاحظه‌ای است.

ویژگی‌های رفتاری این اختلال به تغییرات پی در پی و ناگهانی در محل کار، محل زندگی و در زمینه روابط شخصی مربوط می‌شود.

شروع این اختلال معمولاً به دوران کودکی یا اوایل نوجوانی برمی گردد و تا بزرگسالی و حتی بعد از آن ادامه می‌یابد.

راه‌هایی وجود دارد که اختلال شخصیت را فقط از سن ۱۸ سالگی به بالا می‌توان تشخیص داد در حالی که اختلالاتی که قبل از این سن ظاهر می‌شوند.

اختلالات رفتاری در نوجوانان تعریف می‌شوند.

رفتار این بیماران با بی مسئولیتی مطلق و دائمی مشخص می‌شود، مثلاً در زمینه کاری، دوره‌های بسیار طولانی و مستمری را بدون کار سپری می‌کنند، زیرا حتی در صورت امکان از کار خودداری یا کار خود را ترک می‌کنند.

قبل از تنظیم و تضمین یک کار را جایگزین کار دیگر می‌کنند و اغلب بدون دلیل روشن از کار خود غیبت می‌کنند.

درگیر بدهی‌ها می‌شوند و از امور خانواده خود غفلت می‌کنند و در مواجهه با اعمال خود و عواقب آن برای دیگران اهمیتی نمی‌دهند و هیچ پشیمانی ندراند، بلکه بیش از این‌ها تقصیر و مسئولیت را متوجه قربانیان خود می‌کنند.

اختلال شخصیت ضداجتماعی به طور کلی در بین افراد طبقات فقیر اجتماعی و اقتصادی در بین افرادی که در شهر‌های بزرگ زندگی می‌کنند شایع است.

این اختلال در بین مردان شایع‌تر از زنان است و تخمین زده می‌شود که حدود ۳ درصد از مردان به طور کلی از این بیماری رنج می‌برند. این اختلال در زنان ۱ درصد است.

علائم شخصیت ضد اجتماعی

درست و غلط را نادیده میگیرند.

اصرار بر دروغگویی یا فریب دادن برای سواستفاده از دیگران دارند. خشن بودن، طعنه آمیز بودن و بی احترامی به دیگران.

استفاده از جادو یا هوش برای دستکاری دیگران برای منافع یا لذت شخصی. احساس برتری شدید.

مشکلات مکرر با قانون، از جمله رفتار مجرمانه. نقض مکرر حقوق دیگران از طریق ارعاب و فریب.

تکانشگری یا ناتوانی در برنامه ریزی. خصومت، تحریک پذیری شدید، بی قراری، پرخاشگری و خشونت. عدم همدلی با دیگران و عدم پشیمانی از آزار دیگران.

ریسک‌پذیری غیرضروری یا رفتار خطرناک با بی‌توجهی به ایمنی خود یا دیگران. روابط بد یا توهین آمیز. عدم توجه به پیامد‌های منفی رفتار یا درس نگرفتن از آن.

بی مسئولیتی مداوم و کوتاهی مکرر در انجام تعهدات تجاری یا مالی.

بزرگسالان مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی معمولاً قبل از ۱۵ سالگی علائم اختلال سلوک را بروز می‌دهند.

علائم و نشانه‌های اختلال سلوک شامل مشکلات رفتاری جدی و مداوم است، مانند: تجاوز به مردم و حیوانات. تخریب اموال و فریب. دزدی. نقض جدی قوانین.

اگرچه اختلال شخصیت ضداجتماعی مادام العمر است، اما برخی از علائم به ویژه رفتار‌های مخرب و مجرمانه ممکن است به مرور زمان در برخی افراد کاهش یابد، اما مشخص نیست که این کاهش به دلیل افزایش سن است یا افزایش آگاهی از پیامد‌های رفتار ضد اجتماعی.

علل و عوامل خطر شخصیت ضد اجتماعی

۱. علل شخصیت ضد اجتماعی

هیچ دلیل واحدی برای اختلال شخصیت ضد اجتماعی وجود ندارد، اما عوامل زیر ممکن است خطر ابتلا به این اختلال را در فرد افزایش دهد:

اختلال هورمونی

افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی ممکن است سطوح غیرعادی سروتونین داشته باشند که یک ماده شیمیایی مغز است که خلق و خو و احساس شادی ما را تنظیم می‌کند.

محیط زندگی

تروما یا سواستفاده در اوایل دوران کودکی خطر ابتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی را در مراحل بعدی زندگی افزایش می‌دهد.

ژنتیک

ممکن است برخی از عوامل ژنتیکی وجود داشته باشد که می‌تواند برخی از افراد را مستعد ابتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی کند، اما اعتقاد بر این است که هیچ عامل ژنتیکی به تنهایی مسئول این بیماری نیست.

شیوه زندگی

حدود نیمی از افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی نیز مشکلات سوء مصرف مواد مخدر یا الکل دارند.

عوامل خطر شخصیت ضد اجتماعی

به نظر می‌رسد عوامل خاصی خطر ابتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی را افزایش می‌دهند، مانند: تشخیص اختلال سلوک دوران کودکی

سابقه خانوادگی اختلال شخصیت ضد اجتماعی، سایر اختلالات شخصیتی یا اختلالات سلامت روان.

مورد آزار قرار گرفتن یا مورد بی توجهی قرار گرفتن در دوران کودکی، داشتن زندگی خانوادگی ناپایدار، خشونت آمیز یا آشفته در دوران کودکی. مردان بیشتر از زنان به اختلال شخصیت ضد اجتماعی مبتلا می‌شوند.

عوارض شخصیت ضد اجتماعی

همسر آزاری، کودک آزاری یا بی توجهی. مشکلات مصرف الکل یا مواد مخدر، زندانی شدن، خودکشی یا رفتار‌های کشنده، داشتن سایر اختلالات روانی، مانند: افسردگی یا اضطراب.

وضعیت اجتماعی و اقتصادی پایین، بی خانمانی. مرگ زودرس معمولاً نتیجه خشونت است.

تشخیص شخصیت ضد اجتماعی

علائم اختلال شخصیت ضداجتماعی اغلب در دوران کودکی شروع می‌شود، اگرچه ممکن است این بیماری تا اواخر زندگی تشخیص داده نشود.

کودکانی که به این اختلال مبتلا می‌شوند، معمولاً طغیان‌های خشمگینی را تجربه می‌کنند، نسبت به حیوانات ظلم می‌کنند و توسط همسالان به عنوان قلدر برچسب‌گذاری می‌شوند.

در حالی که این عارضه ممکن است از دوران کودکی شروع شود، اما نمی‌توان آن را به طور رسمی قبل از ۱۸ سالگی تشخیص داد و برای تشخیص اختلال شخصیت ضداجتماعی، فرد باید قبل از ۱۵ سالگی بی توجهی و نقض حقوق دیگران را نشان دهد.

بی اعتنایی با نشان دادن یکی از حداقل‌های هفت علامت نشان داده می‌شود:

دست کم گرفتن امنیت خود و دیگران، عدم رعایت قوانین، رفتار تکانشی، تحریک پذیری و پرخاشگری، پشیمان نشدن از اعمال، دروغ گفتن یا دستکاری دیگران برای سود یا سرگرمی، الگوی غیرمسئولانه.

علاوه بر نشان دادن حداقل یکی از این علائم، فرد باید حداقل ۱۸ سال داشته باشد و رفتار ضد اجتماعی را در نتیجه بیماری دیگری از خود نشان ندهد. به عنوان مثال: اختلال دوقطبی تا اسکیزوفرنی.

درمان یک شخصیت ضد اجتماعی

درمان اختلال شخصیت ضد اجتماعی دشوار است. افراد مبتلا به این اختلال به ندرت به دنبال درمان به تنهایی هستند.

از آنجایی که افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی اغلب با سیستم عدالت کیفری در تماس هستند، حبس و سایر اقدامات تنبیهی تا حد زیادی برای این افراد بی‌اثر هستند، زیرا افراد مبتلا به این وضعیت معمولاً به مجازات پاسخ نمی‌دهند.

روش‌های درمانی عبارتند از:

۱. روان درمانی

درمان شناختی رفتاری می‌تواند در کمک به افراد برای دستیابی به بینش در مورد رفتار‌های خود و تغییر الگو‌های فکری شخص مفید باشد، زیرا نتایج مؤثر معمولاً تنها پس از درمان طولانی مدت رخ می‌دهد.

۲. درمان دارویی

برای درمان برخی از علائمی که ممکن است فرد مبتلا به این بیماری داشته باشد، می‌توان از دارو‌ها استفاده کرد. برخی از دارو‌هایی که می‌توان برای آن‌ها تجویز کرد شامل موارد زیر است:
دارو‌های ضد اضطراب.
دارو‌های ضد افسردگی
دارو‌های ضد روان پریشی
دارو‌های تثبیت کننده خلق و خو
پیشگیری از شخصیت ضد اجتماعی
هیچ راهی برای جلوگیری از این اختلال وجود ندارد.

عصبانیت و پوکی استخوان

زمانی که عصبانی هستند و یا اضطراب دارید، هورمون هایی در بدن ترشح می شوند که اسیدی هستند و همین هورمون های اسیدی باعث پوکی استخوان می شود.

به گزارش پایگاه اینترنتی دویچه وله (رادیو آلمان )، یکی از بیماری هایی که ارتباط مستقیم با نوع تغذیه دارد، پوکی استخوان است که این مشکل بیشتر در خانم ها و بعد از سن یائسگی بروز می کند.

تحلیل بافت درونی استخوان که منجر به کم شدن تراکم استخوان و یا پوکی استخوان می شود، بیماری چند عاملی است که نوع تغذیه فرد یکی از فاکتورهای تاثیر گذار در روند پیشرفت آن است.

از هر شش زنی که در دهه 50 سالگی هستند، یکی دچار پوکی استخوان است و این تعداد میان زنانی که در در دهه 60 سالگی هستند، به یک چهارم و در دهه 70 سالگی به یک سوم می رسد.

برخلاف آنچه تصور می شود، تنها کمبود کلسیم موجب پوکی استخوان نمی شود.

کاهش تولید هورمون های زنانه بعد از سن یائسگی، کم تحرکی، وزن بالا و تغذیه نادرست از عوامل تشدیدکننده روند تحلیل استخوان هستند و عامل موثر بعدی، اسیدی شدن مایعات درون بدن است که این اسیدی شدن پروسه جذب املاح، ویتامین ها و به ویژه کلسیم را مختل می کند.

هورمون هایی که زمان عصبانیت یا اضطراب ترشح می شوند اسیدی هستند.

مصرف میوه و سبزیجات محیط اسیدی بدن را خنثی می کند و جذب املاح و ویتامین ها را افزایش می دهد.

اما مصرف دارو بعد از تشخیص بیماری که توسط تصویربرداری از استخوان ها به کمک اشعه ایکس صورت می گیرد، مهم ترین راه جلوگیری از پیشرفت پوکی استخوان است.

متاسفانه عکس برداری با دستگاه های سنجش تراکم استخوان هزینه نسبتا بالایی دارد و اغلب خانم ها انجام آزمایش های سالانه (چکاب ) را به همین علت جدی نمی گیرند.

در این میان می توان از روش دیگری برای سنجش تراکم استخوان استفاده کرد.

با استفاده از تصویری که از دندان ها و استخوان های فک در دندانپزشکی گرفته می شود و یک برنامه رایانه ای ویژه، می توان تراکم استخوانی فرد را سنجید.

این برنامه رایانه ای به زودی روی دستگاه های عکسبرداری در دنداپزشکی نصب خواهد شد.

چرا ازدواج “عاقلانه” و زندگی “عاشقانه”؟

کلینیک تارا به نقل از ایسنا:

معاون آموزشی و پژوهشی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، هدف از ازدواج را تکمیل کردن یکدیگر دانست و گفت: “هم‌کفو” بودن در ازدواج بسیار حائز اهمیت است و ازدواجی موفق است که “عاقلانه” شکل گیرد و “عاشقانه” پیش رود.

دکتر امین رفیعی پور در گفت‌وگو با ایسنا، در هفته ملی ازدواج با بیان اینکه باید عاقلانه تصمیم به ازدواج گرفت و عاشقانه زندگی کرد، اظهار کرد: هدف از ازدواج کامل کردن یکدیگر است و باید در این مسیر شباهت‌های میان دختر و پسر را در نظر گرفت و برای تفاوت‌های یکدیگر ارزش قائل شد، چراکه انسان‌ها متفاوت‌اند و باید در کنار این تفاوت‌ها زندگی خوبی شکل داد.

این روانشناس با اشاره به لزوم در نظر گرفتن “هم‌کفو” بودن در ازدواج، دراینباره توضیح داد: وقتی ما صحبت از ازدواج موفق می‌کنیم یعنی دختر و پسر باید از نظر فرهنگی، اجتماعی، مالی و تحصیلی نه شبیه یکدیگر اما در حد هم باشند تا بتوانند یکدیگر را درک کنند. از همین رو است که توصیه می‌کنیم جوانان عاقلانه و با در نظر گرفتن این موارد ازدواج کنند و سپس زندگی عاشقانه‌ای داشته باشند.

وی همچنین در ادامه سخنان خود با اشاره به افرادی که بعضا انتخاب غلطی برای ازدواج دارند و زندگی مشترکشان به جدایی ختم می‌شود، تصریح کرد: بعضا پیش می‌آید افرادی که قبلا تجربه زندگی ناموفقی داشته‌اند و از همسر خود جدا شده‌اند، با همان معیارهای اشتباه پیشین، فرد اشتباه دیگری را برای ازدواج مجدد انتخاب می‌کنند و از این رو مجددا همان مسائل و اشتباهات گذشته در زندگی مشترک جدید آنها تکرار می‌شود و بعضا ازدواج مجدد هم به جدایی ختم می‌شود. درواقع اگر معیارهای ازدواج اشتباه باشند حتی در ازدواج مجدد هم افراد به مشکل بر می‌خورند.

رفیعی پور ادامه داد: تا وقتی که افراد معیارهای مد نظر خود برای ازدواج را درست نکنند و بر اساس معیارهای اصلی و واقعی تصمیم نگیرند، ازدواجشان به شکست می‌انجامد.

به گفته معاون آموزشی و پژوهشی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، معیارهای اشتباه برای ازدواج منجر به ازدواج اشتباه و شکست در زندگی مشترک می‌شود.

این روانشناس در عین حال وجود اختلالات شخصیت نظیر اختلال “دوقطبی” را در انتخاب افراد اشتباه برای ازدواج بی‌تاثیر ندانست و این را هم گفت که اگر افراد با سلامت روان کامل اقدام به ازدواج کنند و هر بار ازدواجشان به شکست منتهی شود نشان‌دهنده این است که معیارهایشان برای ازدواج اشتباه است.

وی در بخش دیگر سخنان خود با اشاره به یکی از رویکردهای روانشناختی در بحث معیارهای لازم برای ازدواج درست، توضیح داد: برای ازدواج باید معیارهایی را در مواردی نظیر “تفریحات”، “دوست داشتن”، “آزادی”، “قدرت” و “بقا” در نظر بگیریم. این پنج مورد از جمله نیازهای اساسی افراد در ازدواج است و بر اساس یک رویکرد روانشناسی می‌توان معیارهای خود برای ازدواج را بر اساس این پنج مورد تعیین کرد.

رفیعی پور در پایان سخنان خود با اشاره به لزوم شرکت در جلسات مشاوره پیش از ازدواج و تاثیر آن در شناخت بهتر دختر و پسر از یکدیگر، تاکید کرد: قرار نیست مشاور و یا روانشناس در این جلسات به دختر و پسر بگوید که با هم ازدواج کنید یا نکنید چون به درد یکدیگر نمی‌خورید، بلکه روانشناسان و مشاوران در این جلسات، دو طرف را برای شناخت بهتر از یکیدگر راهنمایی  می‌کنند و این دختر و پسر هستند که نهایتا باید تصمیم بگیرند که ازدواج بکنند یا خیر. از این رو شرکت در جلسات مشاوره پیش از ازدواج بسیار کمک کننده است.

چگونگی معنای تحمل درد

با انتخاب ایده‌های محوری نظریه شلر در مورد معنای رنج، می‌توان گفت که رنج تنها زمانی دلیلی موجه برای “وجود” و “بودن” دارد که به خاطر و با باوری معنوی و برای “شدن” به آن نزدیک شویم. در این حالت، رنج، به خودی خود مایه تسلی است، چرا که شما برای به دست آوردن چیزی بالاتر رنج می‌برید.

نظریه شلر در باب رنج

همه ما با مفهوم رنج آشنائیم و به تناسب آن را تجربه کرده ایم؛ با این همه برای بسیاری از افراد، پذیرش و تحمل رنج و معنا داشتن یا بی معنا بودن رنج کشیدن، محل تردید و پرسش است.

در غرب، (و در ایران به واسطه ترجمه کتاب‌های روانشناسی تجاری و شبه علمی) این ایده ایجاد شده است که در هر شرایطی، باید از رنج کشیدن پرهیز کرد و به اصطلاح “رنج نیازمند راهبردهای اجتنابی است”.

با این حال، هیچ کس نمی تواند تا ابد از تجربه هایی از این نوع اجتناب و دوری کند، مهم نیست که چقدر سعی کنید از رنج پرهیز کنید یا آن را انکار کنید. نتیجه چنین نگرش انکارگرایانه ای در مواجهه با واقعیت‌ها، جز رنج مضاعف چیزی به همراه ندارد.
در مقابل چنین ایده هایی که بر پرهیز و دوری از رنج تاکید دارند، متفکرانی مانند ماکس شلر و ویکتور فرانکل سعی کردند از آن فراتر بروند.

آنها پیشنهاد کردند که اگرچه رنج خوشایند نیست، اما تجربه ای است که اگر از منظری واقعی به آن نگاه شود می تواند هم دست یافتنی و هم معنادار باشد.

این همان چیزی است که در نظریه معنای رنج شلر مطرح می‌شود و در این درس به آن خواهیم پرداخت.

نظریه شلر در مورد معنای رنج

نظریه شلر در باره معنای رنج، این ایده را مطرح می کند که تجربه درد و رنج باید هدفی داشته باشد.

به عبارت دیگر، رنج و درد به دلیلی اتفاق می افتد و از نظر اخلاقی، هر فردی وظیفه دارد که دلیل رنج خود را بیابد.

شلر توصیه می کند که هنگام مواجهه با رنج، دو چالش را بپذیریم.

اولین  مورد، کشف معنای عمیق رنج است و دومی، جمع و جور کردن خود، سکوت، تأمل، تفکر و مراقبه در مورد رنجی که متحمل می شویم.

از نظر او، این همان چیزی است که منجر به تسلط بر روح و طبعا مدیریت رنج می شود.

در واقع، فرد با کشف معنای رنج خود و تامل کردن در آن  “آرام، قوی، آزاد و آماده برای عمل” است.

این فیلسوف آلمانی رنج را یکی از ویژگی هایی می داند که ما را از سایر حیوانات متمایز می کند.

به این معنی که حیوانات بر اساس اهداف صرفاً بیولوژیکی عمل می کنند؛ اما انسان دارای حس کمال است و بر اساس معنویت خود عمل می کند.

نظریه شلر در مورد معنای رنج رویکردی منطبق با بینش مذهبی نیز هست.

در آموزه های مذهبی، رنج به عنوان راهی برای رستگاری در نظر گرفته می شود که از طریق فداکاری به دست می آید.

بنابراین، حتی در بدترین لحظات، رنج مفهومی مثبت خواهد داشت، زیرا بخشی از روند مثبت تکامل است.

نگاه مثبت به رنج

شلر درباره معنای رنج می گوید که رنج بسته به سطح و عمقی که در آن احساس می شود، تعابیر متفاوتی دارد.

این فیلسوف سه سطح ممکن را برای احساس درد و رنج تعیین می کند: بیولوژیکی (مثل درد ناشی از بیماری و جراحت جسم)، روانی (مثل رنج ناشی از حسادت یا تحقیر) و معنوی (مثل رنج ناشی از فداکاری، ایثار و از خودگذشتگی). 
هر یک از این سه سطح با سه بُعد از “وجود” (Existence) مطابقت دارد.

رنج بیولوژیکی برای ارگانیسم (یا بدن ما)؛ رنج روانشناختی برای “من” ( “I” یا احساسات و ذهن ما)؛ و رنج معنوی برای “شخص” ( “the person” یا من اجتماعی و فردیت یافتۀ ما به عنوان انسان).

در رویکرد مثبت به رنج، معنای رنج را تنها زمانی می توان در یافت که فرد در بُعد «شخص» که با امر معنوی منطبق است قرار گیرد و به عنوان انسان به رنج خود مواجه شود.

در سطح روانی یا ارگانیک، عمل رنج معنای واقعی ندارد، زیرا متضمن رنجِ غیرفعال و ناشی از عوامل درونی (جسم یا ذهن) است.

بدین ترتیب تنها در بُعد “شخص” و به عنوان انسان است که فرد امکان انجام عمل متقابل را در برابر درد و رنج دارد.

شلر می گوید که رنج در “انسان” معادل فداکاری است و از این نظر می تواند مثبت باشد.

کلمه «فداکاری» به عملی اطلاق می‌شود که عمداً انجام می‌شود و باعث درد و رنج است، اما به منظور به دست آوردن ارزشی بالاتر. 

به عنوان مثال، شما از چیزی که خواهان آن هستید صرف نظر می کنید تا بتوانید به نقطه عطف دیگری برسید که برای آن ارزش بیشتری قائل هستید.

یا به خاطر رفاه زن و فرزند از آسایش خود چشم می پوشید یا برای وطن، هموطنان، انسان‌های دیگر یا عقیده و باورتان خود را به خطر می اندازید، وقت می گذارید، می جنگید یا شکنجه می شوید.

از این منظر و در نظریه شلر در مورد معنای رنج، شما دردی را متحمل نمی شوید، بلکه درد و رنج را بر اساس هدف خاص خود هدایت می کنید.  

معنای رنج

سوالی که در پس همه این رویکردها وجود دارد این است که بالاخره چرا ما رنج می بریم؟

 با انتخاب ایده‌های محوری نظریه شلر در مورد معنای رنج، می‌توان گفت که رنج تنها زمانی دلیلی موجه برای “وجود” و “بودن” دارد که به خاطر و با باوری معنوی و برای “شدن” به آن نزدیک شویم.

در این حالت، رنج، به خودی خود مایه تسلی است، چرا که شما برای به دست آوردن چیزی بالاتر رنج می برید.

بنابراین، اگر از این منظر به رنج و درد بنگریم، رنج به عنوان عملی آزادانه و مسئولانه تلقی می شود.

همانند رویکرد ویکتور فرانکل، این شرایط نیست که باعث درد و رنج می شود، بلکه درد و رنج شرایطی را تشکیل می دهد که فرد می تواند در برابر آن نگرش یا حالت “وجودی” اتخاذ کند.

این رنج فقط در چارچوبی معنوی معنا می یابد، زیرا از نقطه نظر بیولوژیکی یا روانشناختی دلیلی برای آن وجود ندارد.

نظریه شلر در مورد معنای رنج نشان می دهد که هر انسانی می تواند در تجربه رنج معنایی پیدا کند، وقتی که آن را از منظری معنوی تفسیر کند. 

بدینگونه، تحمل رنج یا پرهیز از آن برای ما زمانی امکان پذیر است که بدانیم این رنج به معنای شایستگی، ارتقاء و گامی به جلو برداشتن است.

از این منظر است که رنج را به عنوان گامی در جهت تحقق کمال و تکامل تلقی می کنیم.

درمان روانشناختی بیماران مبتلا به بیماری های مزمن تنفسی

خلاصه ای از فصل هشتم کتاب درمان روان شناختی بیماران مبتلا به بیماری های مزمن تنفسی:

توتون، تنباکو و سایر مواد استنشاقی مصرف دخانیات متاسفانه رایج است، افراد از سیگار و سایر مواد استنشاقی که باعث علائم و بیماری های تنفسی میشوند مصرف میکنند. برای قطع مصرف و درمان رونا شناختی بیماران مبتلا به بیماری های مزمن تنفسی این مواد روش های متنوعی است.


اثرات تنفسی سیگار، تنباکو و سایر مواد


استعمال دخانیات به عنوان “علت عمده بیماری COPD” در ایالات متحده شناخته شده. و در 80 تا 90 درصد تشخیص آن نقش دارد.
امصرف مواد مخدر همچنین با افزایش علائم ریه، کاهش عملکرد ریه، مرگ و میر بیشتر در بیماران مبتلا به COPD همراه است.
استعمال دخانیات آسم را در بزرگسالان تشدید میکند. و احتمالا در ایجاد بیماری آسم نقش دارد و سیگار کشیدن خطر ابتلا به سل را افزایش می دهد. و با افزایش مرگ و میر و عفونت مکرر همراه است.
استنشاق دود از طریق پایپ-آب شامل استنشاق بخار عبور داده شده از آب است که به نام قلیان می شناسند. توتون و تنباکو طعم دار معمولا دود میشود، اگر چه ماری جوانا و تریاک را نیز میتوان ازاین طریق دود کرد.
مطالعات زیادی انجام شده است که نشان میدهد پایپ-آب عملکرد ریه را کاهش و خطر بیماری مزمن ریه را افزایش میدهد. ضرر یک دوره مصرف معمول قلیان، 100تا200 برابر بیشتر از سیگار است.

ماری جوانا


ماری جوانا یک داروی رایج است که اغلب به صورت سیگار دود میشود، مطالعات بسیاری انجام شده است که نشان میدهد علائم تنفسی مانند سرفه، تنگی نفس و تولید خلط پس از مصرف ماری جوانا اتفاق می افتد.
اگر چه مشاهدات به طور کلی نشان نمیدهد که مصرف این دارو به تنهایی موجب ابتلا به بیماری های ریوی میشود. با این حال مصرف ماری جوانا و تنباکو هر دو باعث ایجاد یک اثر افزودنی می شود. علائم تنفسی را افزایش داده و همچنین خطر بیشتری برای بیماری مزمن ریوی ایجاد میکند.
ترک سیگار و قطع مصرف موارد نامبرده تنها مداخله شناخته شده ای است که می تواند سرعت کاهش و ضعف عملکرد ریه و پیشرفت بیماری را کاهش دهد.
سایر درمان ها برای بیماری های مزمن تنفسی به مدیریت علائم کمک میکند.
اما موجب توقف پیشرفت بیماری نمیشوند. ترک سیگار منجر به بهبود علائم تنفسی میشود. اما با قطع مصرف مواد، عملکرد ریه این افراد مانند افرادی که هرگز از هیچ نوع سیگاری استفاده نکرده اند، نمیشود. مگر اینکه زود آن را ترک کنند.


ارزیابی و مداخله های مختصر در بازدیدهای دکتر به دلیل ارتباط قوی بین استعمال دخانیات و بیماری های تنفسی، دستورالعمل های بالینی ارائه دهنده گان خدمات پزشکی را تشویق میکنند تا در صورت تایید مصرف دخانیات را در بیماران خود ارزیابی کرده. و سپس بیمار را به قطع مصرف تشویق کنند. براساس مدلی که با عنوان A5 شناخته شده و شامل 5 مرحله بررسی، راهنمایی، توافق، کمک و پیگیری است، متخصصان پزشکی تشویق میشوند
در هر بار مراجعه بیماران از آن ها در مورد مصرف دخانیات سوال بپرسند. به بیماران توصیه شود سیگار را ترک کنند. تمایل بیمار برای ترک سیگار ارزیابی شود.
در برنامه ترک، تجویز دارو و پشتیبانی به بیمار کمک کنند. پیگیری عملکرد در این مرحله عملکرد بیماران برای نظارت بر پیشرفت او سازماندهی می شود. و ارائه مداخلات اضافی در صورت لزوم مورد استفاده قرار می گیرد.

جزئیات بیشتر در مورد راهکارهای اجرایی


بخصوص برای هر یک از مراحل مدل در برخی مستندات و مطالعات انجام شده همچون فراهم شده است. برخی از انواع این مدل توسط بسیاری از پزشکان مراقبت های اولیه و ریه مورد استفاده قرار میگیرد. و تحقیقات نشان داده شده که پرهیز در بیمارانی که در مراحل کمک و پیگیری قرار دارند نسبت به مرحله توافق بیشتر بهبود یافته است. این مدل همچنین برای پزشکان در زمینه تریاژ مفید است،
برای تعیین اینکه چه بیمارانی از مداخله عمیق تر روان شناس یا کلینیک دیگری که در مداخلات گسترده تر ترک سیگار آموزش دیده است، بهره مند شوند.

مداخلات ترک سیگار


افراد سیگاری به طور متوسط شش الی هفت بار قبل از توقف موفقیت آمیز مصرف سیگار برای ترک آن تلاش کرده اند. افرادی که اقدام به ترک سیگار میکنند معمولا علائم ترک از جمله اضطراب، ولع مصرف، تحریک پذیری و تغییرات خلقی، کاهش تمرکز، گرفتگی عضلات شکم، سردرد، بی خوابی، افزایش اشتها و سوزن سوزن شدن اندام های بدن را تجربه میکنند. که این علائم ممکن است تا چند هفته ادامه داشته باشند. برخی شواهد نشان میدهد که ترک مصرف برای بیماران مبتلا به بیماری های مزمن ریه دشوارتر از افراد سالم است. زیرا آنها وابستگی بیشتری به نیکوتین دارند، علائم ترک و ولع مصرف در این افراد با روند کندتری کاهش میابد
و آنها نگران هستند ترک سیگار تفاوتی ایجاد نکند. همچنین افسردگی در افراد سیگاری مبتلا به بیماری های مزمن ریه نسبت به افرادی که به این بیماری مبتلا نیستند، بیشتر است. مداخلات ترک سیگار شامل جایگزینی نیکوتین، دارو درمانی و درمان های روان شناختی است. اهداف کلی این مداخلات نیز کاهش علائم ترک، ولع مصرف و فراهم کردن مهارت های لازم برای جلوگیری از مصرف سیگار در فرد است.

درمان جایگزینی نیکوتین برای بیماری مزمن تنفسی


گزینه های درمانی جایگزینی نیکوتین به اشکال مختلف وجود دارد. از جمله به صورت آدامس، فراورده استنشاقی، قرص مکیدنی، افشانه بینی و برچسب پوستی حاوی نیکوتین موجود هستند.


مداخلات شناختی _ رفتاری برای درمان بیماری مزمن تنفسی


افراد باید رفتارهای خود را تغییر دهند تا به آن ها کمک کند سیگار را ترک کرده و از مصرف آن خودداری کنند. یک راهکار، تغییر الگوهای رفتاری است که شامل سیگار کشیدن می شود.
به عنوان مثال یک زن همیشه اولین سیگار خود را صبح قبل از بلند شدن از رختخواب و شروع روز خود میکشد. برنامه های رفتاری او برای رفع این عادت شامل نداشتن سیگار در خانه است. بلافاصله از رخت خواب بیرون آمده و مسواک بزند. کارهای روزانه خود را ادامه دهد و میل به مصرف را با تماس گرفتن با خواهر یا دوستش یا قدم زدن کنترل کند. بعضی از افراد باید دست و دهان خود را مشغول کنند. که می توانند در این زمینه به عنوان یک گزینه، قلم را به طور موقت در دست بگیرند یا نی را در دهان خود بگذارند.
افراد همچنین باید یاد بگیرند که اتفاق هایی که با سیگار کشیدن همراه بوده دیگر ارتباطی با هم ندارند. بنابراین آن ها بعد از شام با یک فنجان قهوه دیگر سیگار نمیکشند. میتوانند قهوه را به تنهایی بنوشند، آن را با گزینه دیگری همراه کنند یا کاملا کنار بگذارند.


همچنین به خود یادآوری کنند که هر یک از این گزینه ها مناسب است.
در نهایت به این کار عادت خواهند کرد و مزایای کارکردن در این زمینه در طولانی مدت برای آنها ارزشمند خواهد بود. تعیین هدف با تقویت مناسب به افراد در ایجاد تغییرات رفتاری، یا در ابتدا کاهش رفتار و حفظ پرهیز و خودداری از مصرف کمک می کند. آن ها باید تقویت کننده های مناسب برای کوتاه مدت انتخاب کنند. به عنوان مثال خرید کتب یا تماشای یک فیلم و همچنین پاداشی بزرگتر را مثلا خرید تلفن یا رفتن به تعطیلات آخر هفته انتخاب کنند.
راهبردهای شناختی نیز میتوانند به ترک سیگار کمک کنند. هنگامی که با میل و اشتیاق زیاد برای مصرف رو به رو میشوید اغلب می توانند از شناخت هایی مانند
وقتی نفس بکشم ارزش آن را بهتر متوجه میشوم یا من از عهده ی این کار برمی آیم. استفاده کنند تا از این مرحله با موفقیت عبور کنند.
به خاطر داشته باشید رفع نگرانی کوتاه مدت از ولع مصرف در مقابل مشکلات پزشکی طولانی مدت اغلب به آنها کمک میکند تا ولع مصرف را کنترل کنند.
همچنین ممکن است لازم باشد افراد هویت خود را دوباره درک کنند، برای مثال اکنون باید خود را یک فرد غیر سیگاری بدانند.

پیشگیری از عود

پیشگیری از عود یک رویکرد شناختی _ رفتاری است. که مهارت های رفتاری و تکنیک های مداخله ای شناختی را برای کمک به افراد در حفظ تغییرات رفتاری مطلوب ترکیب میکند. یکی از جنبه های پیشگیری از عود این است که افراد برنامه هایی برای جلوگیری از لغزش و وقفه در قطع مصرف یا عود مجدد ایجاد کنند.
در ابتدا، افراد لیستی از موقعیت های پرخطر را تهیه میکنند. که احتمالا زمینه اشتیاق به مصرف را مهیا میکند یا درآن موقعیت مایل به سیگار کشیدن هستند.
سپس متخصص بالینی به بیمار کمک میکند تا برنامه هایی بدون سیگار کشیدن برای مدیریت این شرایط با استفاده از استراتژی های کنارآمدن،مهارت های حل مسئله و بازسازی شناخت اجرا کند. تجربه های موفقیت آمیز در این شرایط باعث افزایش اعتماد به نفس فرد نسبت به توانایی خود یا تجربه حس خود کار آمدی بالاتری در کنار آمدن با این شرایط در آینده میشود و این احتمال را دارد که بتواند پرهیز از مصرف را حفظ کند.
اگر لغزش رخ دهد، مهم است که به آن وضعیت رسیدگی کنید تا اطمینان حاصل شود که فرد به رفتار قبلی خود بازنمیگردد.


حمایت اجتماعی


هر گونه حمایت و پشتیبانی میتواند برای درمان بیماران مفید باشد زیرا آنها برای ترک سیگار و پرهیز از مصرف آن تلاش بسیاری میکنند. حمایت از متخصصان را میتوان از طریق تشویق، توجه به نگرانی ها و تلاش های بیماران، تقویت موفقیت ها و کمک به آنها برای ایجاد اعتماد به نفس نشان داد. برخی از بیماران درمان های گروهی برای ترک سیگار را مفید میدانند زیرا حمایت اجتماعی در این برنامه ها وجود دارد. منابع آنلاین و مبتنی بر وب نیز میتوانند پشتیبانی و امتیازهای مازاد برای ترک سیگار ارائه دهند.
بدست آوردن حمایت افراد مهم در زندگی بیماران اغلب دشوار است، حتی اگر
ضروری ترین پشتیبانی مربوط به بیمار باشد، ممکن است خانواده و دوستان به طور فعال حمایت کننده نباشند. بسیاری از افراد هستند که از سوی اطرافیان خود مورد سرزنش قرار میگیرند. که چرا مصرف سیگار خود را متوقف نمیکنند. تجربه ای که معمولا تحقیرآمیز تلقی میشود و بی فایده است. بیماران ممکن است بتوانند به افراد مهم زندگیشان آموزش دهند که چه رفتارهایی را مانند ترک اتاق در صورت سیگار کشیدن، اجتناب از شرکت در رویدادهای اجتماعی جایی که دیگران سیگار میکشند. یا در صورت درخواست سیگار از سوی بیمار و پاسخ نه گفتن از سوی اطرافیان او مفید میدانند. افرادی که از بیمار حمایت میکنند همچنین میتوانند به بیمار کمک کنند تا پیشرفت خود را ببیند. و از انتخاب هایی که انجام داده احساس خوبی داشته باشند.

از مسافرت تا تغییر شخصیت افراد

آیا شما هم احساس می کنید وقتی در یک سفر طولانی به خارج از شهر می روید، تبدیل به یک فرد متفاوت می شوید؟

در واقع این موضوع حقیقت داشته و از هر سه نفر، دو نفر می گویند که در هنگام سفر بیشتر ماجراجو شده و رفتارهای عجیبی دارند.

پژوهشگران در قالب یک نظرسنجی از ۲ هزار فرد بزرگسال به بررسی تفاوت رفتار افراد در تعطیلات پرداختند.

نتایج این مطالعه نشان داد که دو سوم پاسخ دهندگان ترجیح می دهند در طول تعطیلات استراحت کرده و کمتر به  فعالیت های ماجراجویانه بپردازند.

با این حال، ۵۵ درصد افراد ترکیب سالم هر دو رویکرد را دوست دارند.

یکی از نکات جالب توجه مطالعه فوق، این بود که مشخص شد کسانی که از مناطق روستایی یا حومه شهر هستند به خصوص به انجام فعالیت های هیجان انگیز برای استفاده حداکثری از تعطیلات خود علاقه دارند، در حالی که افراد مقیم  شهرها ، فضای آرام تری را برای تعطیلات خود ترجیح می دهند.

این نظرسنجی نشان داد که یک سفر باید حداقل چهار روز به طول انجامد تا بتوان به آن جنبه مسافرت داد.
علاوه بر این بیشتر  پاسخ دهندگان مقاصد گرمسیری را به مقاصد شهری ترجیح می دهند (۳۷ درصد در مقابل ۲۰ درصد) و بیشتر مردم یعنی ۵۴ درصد پاسخ دهندگان دوست دارند در طول تعطیلات و سفر خود به طور کامل استراحت کرده و تمدد اعصاب کنند.

در این میان ساکنان شهرها به طور شگفت انگیزی سواحل را برای گذراندن تعطیلات خود انتخاب می کنند (۳۹ درصد)، اما حتی ۳۷  درصد از کسانی که در یک محیط ساحلی زندگی می کنند، هنوز هم مایل به بازدید از دیگر سواحل گرمسیری هستند.

این موضوع نشان می دهد بیشتر مردم از استراحت در فضا ‌های ساحلی لذت می ‌برند، زیرا  این مناطق عموما گرم و زیبا هستند،  بسیاری از مردم هم تصور می کنند حضور در ساحل استرس را بیشتر از سایر مناطق کاهش می ‌دهد و البته دلیل انتخاب ساحل برای گذراندن تعطیلات نیز برای برخی مردم، استراحت در محیطی بدون سر و صدا است.

 از سوی دیگر پاسخ دهندگانی که تعطیلات پرماجرا را ترجیح می دهند، مکان های شهری (۵۲%) را انتخاب می کنند، زیرا گشت و گذار در آنها سرگرم کننده تر است.

این گروه از مسافران با سلیقه متمایل به بازدید از شهرهای بزرگ همچنین  احساس بودن در میان جمعیت یک شهر بزرگ،  نگاه کردن به معماری  و  بازدید از همه مقاصد فرهنگی  را دوست دارند.

مطالعه فوق نشان داد از هر پنج نفر، سه نفر در تعطیلات از مکان‌های توریستی و دیدنی بازدید می ‌کنند و  ۷۴ درصد مردم در جستجوی مناطق کمتر شناخته شده هستند.

بیشتر مسافران یعنی ۷۲ درصد از افراد معتقدند که سفر بدون صرف زمان برای تنبلی کردن کامل نمی شود و  به همین دلیل است که ۶۴  درصد مردم دوست دارند در هنگام سفر چرت زده و در تعطیلات خود بخوابند.

 اکثر مردم یعنی ۷۲ درصد از پاسخ دهنگان نیز اعتراف کردند که  دوست دارند تا آنجا که ممکن است در طول تعطیلات، به ارتباط خود را با فناوری خود قطع کنند.

در این میان اکثریت پاسخ ‌دهندگان تخمین می ‌زنند که می ‌توانند در یک مقصد ساحلی تقریباً دو برابر بیشتر از یک محیط شهری، از فناوری جدا بمانند.

الگو برداری از تنظیم احساسات و تعهد به اهداف ورزشکاران المپیکی

ورزشکاران المپیکی در مورد تنظیم احساسات و تعهد به اهداف، چه چیزی می توانند به ما بیاموزند؟

المپیکی ها اغلب به عنوان انسان هایی با قدرت بدنی و ذهنی باورنکردنی دیده می شوند.

بازی های المپیک 2020 توکیو به خوبی برگزار شد و سخت است که تحت تأثیر استعداد، عزم و اراده ورزشکارانی که هر ساله از سرتاسر جهان در رقابت هستند، قرار نگیریم.

برای بسیاری از ما غیر المپیکی ها، فکر داشتن چنین قابلیت هایی فقط یک رویا است.

اما تحقیقات در روان‌شناسی ورزشی نشان می‌دهد که در واقع مهارت‌هایی وجود دارد که می‌توانیم از متخصصان بیاموزیم، به شرطی که خودمان بخواهیم کار کنیم.

چه چیزی یک ورزشکار المپیکی را می سازد؟

المپیکی بودن نه تنها مستلزم داشتن استعدادهای فیزیکی فوق العاده است، بلکه به مقدار باورنکردنی کنترل روانی نیز نیاز دارد.

روانشناسان ورزشی چندین دهه تلاش کرده اند تا عناصر روانشناختی کلیدی را که باعث رشد بزرگترین ورزشکاران جهان می شوند، را شناسایی کنند.

برای مثال، ورزشکاران حرفه ای، سطوح بالایی از اشتیاق و تعهد نسبت به ورزش خود را نشان می دهند.

آنها بیشتر از افراد عادی به توانایی های خود ایمان دارند-  ایمانی که می تواند از آنها در برابر اثرات منفی استرس محافظت کند.

انعطاف پذیری و عزم راسخ به آنها کمک می کند تا از شکست بازگردند.

به داستان این ورزشکار توجه کنید:

غواص بریتانیایی تام دیلی در سه المپیک قبلی شرکت کرده بود و موفقیتی کسب نکرده بود اما ناامید نشد و این بار بالاخره در توکیو اولین مدال طلای المپیک خود را به دست آورد.

نکته ی دیگر اینکه ورزشکاران، در حین رقابت، باید به طور موثر احساسات و توجه خود را تنظیم کنند تا بهترین عملکرد را تضمین کنند. کنترل نکردن احساسات ممکن است عملکرد آنها را تحت فشار به خطر بیاندازد – پدیده ای که اغلب از آن به عنوان “خفگی” یاد می شود.

انصراف سیمون بایلز ژیمناست، از تیم زنان ایالات متحده و فینال های همه جانبه برای تمرکز بر سلامت روانی خود، به تمام جهان نشان داده است که آگاهی ورزشکاران از عملکرد عاطفی و روانی خود و اهمیت سلامت روان چقدر مهم است.

یک ورزشکار حرفه ای برای دستیابی به این اهداف باید از نظم بالایی برخوردار باشد.

اما نظم و انضباط چگونه توسعه می یابد؟

در حالی که ژنتیک در شکل گیری یک ورزشکار حرفه ای نقش دارد، تجربیات زندگی و عوامل محیطی نیز بسیار مهم هستند.

ویژگی هایی مانند خودکارآمدی (اعتقاد شما به توانایی شما در انجام یک کار) از طریق تجربه و حمایت مستمر از سوی دیگران ایجاد می شود.

مطالعات نشان می‌دهد که ایجاد یک محیط حمایتی که اراده آزاد، بیان عاطفی و بازخورد غیرقابل کنترل را ترویج می‌کند، برای افزایش بهزیستی روان‌شناختی ورزشکاران مهم است.

این نوع محیط چیزی را که ما آن را “انگیزه مستقل” می نامیم، تقویت می کند، که انگیزه ای برای انجام یک عمل بر اساس علاقه یا لذت شخصی است.

تحقیقات نشان داده است که رفتارهایی که به طور مستقل انگیزه دارند، به احتمال زیاد در درازمدت حفظ می شوند.

قهرمانان المپیک اغلب با عوامل استرس زای متعدد مربوط به عملکرد ورزشی، شغل و زندگی شخصی خود سروکار دارند.

اما کار آنها مستلزم آن است که انعطاف پذیری خود را توسعه دهند و به عوامل استرس زا به عنوان چالش هایی که باید بر آنها غلبه کرد نگاه کنند.

عملکرد یک ورزشکار همچنین می تواند تحت تأثیر انواع نشانه های محیطی از جمله همسالان، حریفان، امکانات تمرینی، فعالیت های تمرینی و مربی آنها قرار گیرد.

بنابراین مربیان نقش مهمی در شکل دادن به محیط ورزشکار و ارتقای عملکرد بالا دارند.

اتخاذ طرز فکر حرفه ای ها

چه برای المپیک 2024 پاریس تمرین می کنید یا برای امتحان دانشگاه، استفاده از برخی از مهارت های روانشناختی مورد استفاده المپیکی ها می تواند به شما کمک کند تمرکز و انگیزه را در زندگی خود حفظ کنید.

خواه می خواهید بیشتر ورزش کنید، مصرف الکل خود را کاهش دهید، یا شاید در خانه یا محل کار بهره وری بیشتری داشته باشید – تکنیک های زیر می توانند به شما در اتخاذ یک طرز فکر حرفه ای کمک کنند.

1. هدف گذاری

 ورزشکاران حرفه ای اغلب اهداف کوتاه مدت و بلندمدتی را تعیین می کنند.

تعیین اهداف «هوشمند» (مشخص، قابل اندازه‌گیری، قابل دستیابی، واقع‌بینانه و محدود به زمان) می‌تواند به شما کمک کند تا به آن پیروزی‌های کوچک دست یابید تا در حین پیشرفت به سوی هدفی بزرگ‌تر، انگیزه داشته باشید.

هنگام تعیین اهداف برای خود، سعی کنید با پیوند دادن آنها به ارزش هایی که به آنها اهمیت می دهید، آنها را معنادار کنید.

برای مثال، ممکن است بخواهید سلامتی یا پیشرفت تحصیلی خود را در اولویت قرار دهید.

انجام این کار می تواند به تقویت انگیزه شما برای رسیدن به اهدافتان کمک کند.

 2. برنامه ریزی

دستیابی به یک هدف اغلب می تواند زمان و تلاش قابل توجهی را ببرد، همانطور که در ورزشکارانی که برای المپیک آماده می شوند، می بینیم.

برنامه ریزی یک مهارت روانشناختی مهم است که می تواند به شما در تنظیم رفتارتان در حین حرکت به سمت اهدافتان کمک کند.

 ایجاد برنامه های عملیاتی دقیق را در نظر بگیرید که مشخص می کند چه زمانی، کجا و چگونه به سمت هدف خود پیشرفت خواهید کرد.

برنامه اقدام شما ممکن است به شکل زیر باشد:

 هر روز بعد از ظهر ساعت 3:00 بعدازظهر (زمانی که) به سمت استخر شنای محلی (جایی) می روم و به مدت 45 دقیقه (چگونه) شنا می کنم.

علاوه بر این، ایجاد برنامه های مقابله ای دقیق به شما کمک می کند تا برای چالش های احتمالی که ممکن است مانع دستیابی به هدف شوند، آماده شوید.

برای مثال:

 اگر استخر خیلی شلوغ باشد، به جای آن برای 45 دقیقه دویدن در پارک می روم.

 3. خودگویی مثبت

 بسیاری از ورزشکاران در تمرینات انعکاسی مانند صحبت با خود شرکت می کنند تا به آنها کمک کند روی کار در حال انجام تمرکز یا تمرکز کنند.

 شناسایی کلمات یا عبارات کلیدی مثبت مانند “من می توانم آن را انجام دهم” و “من تقریباً آماده هستم” می تواند به تغییر توجه شما و افزایش انگیزه برای استقامت در موقعیت های دشوار یا چالش برانگیز کمک کند.

خودگفتاری مثبت همچنین می تواند به افزایش خودکارآمدی شما کمک کند، که پیش بینی کننده قوی برای نتایج مثبت مختلف است.

4. تصویر سازی ذهنی

 قبل از دویدن به سمت خرک یا اجرای سرویس در والیبال، ورزشکاران اغلب از تصاویر ذهنی برای تجسم عملکرد خود استفاده می کنند.

تجسم مراحل مورد نیاز برای انجام یک عمل یا رسیدن به هدف می تواند انگیزه و لذت پیش بینی شده از تکمیل فعالیت برنامه ریزی شده را افزایش دهد.

 بنابراین دفعه بعد که به تماشای رقابت بهترین های جهان برای کسب افتخار می نشینید، به این فکر کنید که چگونه می توانید طرز فکر یک المپیکی را بپذیرید و انگیزه داشته باشید که به روش خود برتر شوید.

نویسنده : فاطمه عسگری

تبعات روانی ناباروری

ناباروری یکی از معضلاتی است که بسیاری از خانواده‌ها را در سرتاسر جهان آزار می‌دهد.

بنا بر یافته‌های پژوهشی که توسط محققان کشور انجام شده است، ابعاد روانی این مشکل را می‌توان به‌خوبی با درمان موسوم به “پذیرش و تعهد” کنترل کرد.

باروری یا توانایی تولید مثل، نیازمند توانایی لازم برای شروع و حفظ بارداری است.

طبق تعریف پزشکان، زنان نابارور به زنانی گفته می‌شوند که حداقل یک سال از تصمیم آن‌ها برای فرزنددار شدن بدون استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری گذشته باشد، اما موفق نشده باشند و لذا از سوی پزشک

متخصص، تشخیص ناباروری گرفته باشند.

تخمین زده می‌شود ۱۸۰-۱۲۰ میلیون زن در سراسر جهان در سنین ۴۹- ۱۸ سال دچار ناباروری باشند.

در ایران، میزان نازایی حدود ۲۵ درصد گزارش شده است و عوامل متعددی در بروز آن نقش دارند.

به گفته محققان، ازجمله عواملی که می‌توان آن‌ها را در بروز ناباروری مؤثر دانست، می‌توان به استرس مزمن یا شدید که از طریق ناتوانی جنسی، عدم تخمک‌گذاری، آمنوره و کم شدن ارتباط جنسی خود را نشان می‌دهد،

اشاره کرد.

به‌علاوه، مطالعات انجام شده در این خصوص، آشفتگی، استرس، اضطراب، افسردگی، پایین بودن عزت نفس، نارضایتی زناشویی، نارضایتی جنسی و کاهش کیفیت زندگی را به‌عنوان پیامدهای روان‌شناختی ناباروری معرفی

کرده‌اند.

ازآنجاکه افراد نابارور به دلیل نامعلوم بودن نتیجه درمان و پایین بودن احتمال موفقیت روش‌های درمانی، افسرده و مضطرب می‌شوند، این فشارهای روانی نیز خود می‌توانند بر درمان ناباروری و کیفیت زندگی این افراد مؤثر

باشند.

در این رابطه، یک تیم پژوهشی چهار نفره از دانشگاه علوم توان‌بخشی و سلامت اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی جزیره کیش، دانشگاه آزاد اسلامی کرج و دانشگاه علوم پزشکی ایران تحقیقی را انجام داده‌اند که در آن تأثیرات

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کیفیت زندگی زنان نابارور مورد بررسی علمی قرار گرفته است.

این پژوهش بر روی گروهی از زنان نابارور مراجعه‌کننده به مراکز ناباروری در شهر اصفهان انجام شده است.

برای این زنان، ۹ جلسه ۱۲۰ دقیقه‌ای درمان تعهد و پذیرش اجرا شد و سپس اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی از آن‌ها جمع‌آوری شد.

بر اساس نتایج این تحقیق، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد موجب بهبود کیفیت زندگی در زنان نابارور می‌شود و به‌کارگیری این مداخله می‌تواند در کاهش آسیب‌های روانی ناشی از ناباروری مؤثر باشد.

فرایند درمان تعهد و پذیرش، انعطاف‌پذیری روان‌شناختی را پایه سلامت روانی افراد می‌داند و بر این باور است که شخصی که انعطاف‌پذیری روان‌شناختی دارد، از رویدادهای ناخواسته اجتناب نکرده و سعی در کنترل و تغییر

آن‌ها ندارد، لذا انرژی خود را به‌جای مقابله یا اجتناب از رویدادهای ناخواسته، صرف ارزش‌ها و کیفیت زندگی خود می‌کند

در جریان این درمان، به فرد کمک می‌شود تا مسئولیت تغییرات رفتاری را بپذیرد و هر زمان که لازم بود، تغییر یا پافشاری کند و درواقع این درمان به دنبال متعادل‌سازی شیوه‌های متناسب با موقعیت است.

طبق یافته‌های این پژوهش، درمان تعهد و پذیرش در فرد این آمادگی را ایجاد می‌کند که نسبت به هیجان‌های خود آگاهی یابد، مشکلات خود را بدون قید و شرط پذیرا باشد و مهارت‌های لازم برای حل مشکلات خود را تقویت

کند.

زنان نابارور، معمولاً افکار ناکارآمد و تحریف‌های شناختی گوناگونی دارند.

لذا فعال شدن این افکار و هیجانات باعث می‌شود به‌طور مداوم روی خود تمرکز کنند، نسبت به آینده ناامید باشند و دچار خودسرزنش گری و ناارزنده سازی خود شوند و در نتیجه خلق آن‌ها کاهش می‌یابد و علائم آن‌ها تشدید می‌شود.

بنا بر اطلاعات ارائه‌شده در این تحقیق، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با آموزش گسلش شناختی شامل روش‌های مختلف چالش با افکار غیر منطقی و انتخاب رویکرد صحیح نسبت به مسائل و مشکلات می‌تواند درنهایت بر

کیفیت زندگی زنان نابارور مؤثر باشد.

این یافته‌ها را مجله علمی پژوهشی «سلامت جامعه» متعلق به دانشکده پرستاری مامایی و پیراپزشکی رفسنجان منتشر کرده است.